سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : افتخار زاده )

397

كتاب سليم بن قيس الهلالي ( تاريخ سياسى صدر اسلام ) ( فارسى )

بن عباس و عبد اللَّه بن جعفر با حضرتش به حج شدند ، حسين عليه السّلام مردان و زنان و طرفداران و شيعيان بنى هاشم كه به حج آمده بودند و كسانى از انصار كه به حضرتش و اهل بيت او ارادت داشتند ، همه را گرد آورد . آنگاه افرادى را فرستاد و فرمود : « همه كسانى كه از اصحاب رسول خدا به حج آمده‌اند و افراد صالح و پرهيزكارى هستند ، برايم گرد آوريد » . بيش از هفتصد نفر در منى در چادر حضرتش گرد آمدند كه بيشترشان از تابعين و حدود دويست نفر از اصحاب رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلم بودند . حسين عليه السّلام در ميان‌شان برخاست تا خطبه بخواند ؛ حمد و ثناى خدا به جاى آورد و فرمود : « اما بعد ! شما ديديد و شاهد بوديد و مىدانيد كه اين ستمگر ( معاويه ) با ما و شيعيان ما چه كرد ، من مىخواهم از شما چيزى بپرسم اگر راست گفتم تصديقم كنيد و اگر دروغ گفتم تكذيبم نماييد ، و شما را به حقى كه خدا بر شما دارد و به حق رسول خدا و به حق خويشاوندى خود با پيامبرتان ، سوگند مىدهم از اينجا كه رفتيد و خواستيد سخنانم را نقل كنيد ، همه ياران خود را در قبائل‌تان و كسانى از مردم را كه به آنان اطمينان داريد گرد آوريد و آنان را به آنچه از حق و حقيقت ما مىدانيد فراخوانيد چرا كه نگرانم اسلام امامت از يادها برود و حق و حقيقت از ميان رود و مغلوب باطل شود . اگر چه خداوند نورش را به پايان خواهد رساند هر چند كه كافران آن را ناخوش دارند » . حضرتش چيزى را از آنچه خداوند در قرآن در بارهء آنان نازل كرده فروگذار نكرد و همهء آيات مربوطه را خواند و تفسير نمود و همهء آنچه را كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلم در بارهء پدرش ، برادرش ، مادرش ، خودش و اهل بيتش گفته بود روايت كرد ، و اصحاب در پى شنيدن آنها مىگفتند : « آرى ! شنيديم و حاضر بوديم » . و تابعين مىگفتند : « گواهى دهيم كه فردى از اصحاب كه مورد اعتماد ما بود اين سخنان را به ما گفت » . حسين عليه السّلام فرمود : « شما را به خدا سوگند مىدهم كه سخنانم را تنها براى فردى كه